فتو آرت - Photo Art - Professional Tutorials, Downloads and Images
http://photo-art.mihanblog.com
2008-11-20T04:07:29+01:00text/html2008-03-18T18:03:00+01:00photo-art.mihanblog.comمحمدحسن آزادگاندرگوشی
http://photo-art.mihanblog.com/post/125
<div style="text-align: center;"><img src="http://mr.azadegan.googlepages.com/photo-art-n87.jpg" />
<br /></div>انسانها دو دسته اند: اول کسانی که در این دنیا زندگی میکنند و به هر دلیلی یا نمیتوانند یا نمیدانند و یا نمیخواهند که به وبلاگ من سر بزنند. این گروه کسانی هستند که بودن یا نبودن من برای آنها اهمیتی ندارد.<br />دسته دوم کسانی هستند که هر چند وقت یک بار به امید دیدن یک مطلب خز با کلمات بی معنی و تصاویر عجیب غریب به وبلاگ سر میزنند و از اینکه میبینند هیچ خبری تازه ای در وبلاگ نیست دلخور میشوند.<br />خدمت آن دسته دومی ها عرض کنم که من را ببخشید. ای کاش یکی از شما کنارم بودید تا کمی برایتان حرف میزدم و میگفتم آنچه را که نمیتوان با نوشته ها بیان کرد.<br />آن بحران هویتی و شخصیتی و فرهنگی که پیشتر ها از آن صحبت میکردم، بیشتر از همیشه در حال رژه رفتن رو سلولهای عصبی من است.<br />.<br />راستی عید نوروز مبارک. این سومین بهاری است که من در این وبلاگ فعالیت میکنم و واقعا باعث خجالت است که هنوز همانجایی هستم که سه سال پیش بودم. راجع به عید نوروز حرف جدید برای گفتن ندارم.هنوز هم فکر میکنم واقعیت همان چیزی است که <a href="http://photo-art.mihanblog.com/Post-89.aspx" target="_blank">پارسال درباره عید نوشتم</a>.<br />
text/html2008-01-28T23:01:00+01:00photo-art.mihanblog.comمحمدحسن آزادگانکتابهایی که نخوانده ام
http://photo-art.mihanblog.com/post/124
<p>چند وقت پیش<a href="http://raoros.wordpress.com/"> یک دوست عزیز</a> من رو به این بازی دعوت کرد. البته شرکت در این بازی برای من خیلی آسونه. چون من زیاد "کتابخون" نیستم و کم پیش میاد کتابی رو تا انتها بخونم. به خاطر همین کتابهای زیادی تو لیست انتظار قرار دارن که به خودم شدیدا توصیه کردم یک روز حتما بشینم و با قلبم اونا رو بخونم.</p><p>1. قابوس نامه (کیکاووس بن اسکندر)؛ روش و آئین زندگی کردن به زبان خیلی ساده.<br />2. دنیای سوفی؛ یک رمّان فلسفی که هدفش تدریس فلسفه از طریق یک داستان جذاب و دوست داشتنیه.<br />3. کمدی الهی دانته؛ (سفری به بهشت و جهنم) دوست دارم باز هم کتابش رو ببینم و یک بار دیگه حد اقل تصاویرشو نگاه کنم.<br />4. The study of language: بین تمام کتابهایی درسی که ناتمام رهاشون کردیم، به این کتاب علاقه بیشتری دارم و قراره که یک روز به دقت دوباره از اول تا آخر این کتاب رو مطالعه کنم.<br />5. لوازم نویسندگی (نادر ابراهیمی)<br />اینها کتابهایی بود که تو خاطرم مونده بود. علاوه بر اینها، قصد دارم تغریبا تمام کتابهایی که برای کنکور هنر خوندم و همینطور اشعار شعرای بزرگ رو باز هم بخونم.</p><p>در آخر هم من کسی رو سراغ ندارم که به بازی دعوتش کنم. تمام دوستان وبی در حال حاضر دیگه فعالیت نمیکنن. (چه غریب ماندی ای دل...)</p>text/html2008-01-20T18:01:00+01:00photo-art.mihanblog.comمحمدحسن آزادگاننخ زمان
http://photo-art.mihanblog.com/post/123
مشکلاتی که مثل طنابهای گوریده به هم، با هم درگیرند و با پیشرفت زمان پیچیده تر و تنگ تر میشوند. آیا باور ندارید که "زمان" یک نعمت است؟ حتی اگر کور باشیم میتوانیم این نخ طلایی را در دستمان بگیریم و با همان بزرگمنشی و آهستگی که زمان جلو میرود، ما هم زندگی کنیم... زندگی کنیم!<br />اگر سیزده هزار و چهارصد و هفتاد و سه سال هم بگذرد، و من هر روز و هر شب از پوچی ها و پستی ها و بیهودگی های زندگی بنویسم، انگار نه انگار که قدمی برای بهتر شدن این اوضاع برداشتم! وقتی گذشته ای نیست، وقتی از سه روز پیش، به عنوان خاطره یاد میشود وقتی یک دقیقه پیش فراموش شده، وقتی یادت رفته در این چند سال چه چیزی فرق کرده، چه انگیزه ای داری برای صحبت کردن از فردا؟ من اگر روزی ادعا کنم که ما در مقطعی از زمان متوقف شده ایم چه کسی میتواند مخالفت کند؟<br />نخ ما کو؟!...<br /><br />هنوز هم احساس سرما میکنم... راه را گم کرده ام. یک فانوس، تمام محدوده ام را با نور طلایی روشن کرده، به چه زیبایی! ولی نشانه ای از صبح وجود ندارد. اما من اهمیت نمیدهم، با شعله ی جواهرمانندِ فانوس سرگرمم، راضیم. ولی از این میترسم... نکند این شب، شب نباشد!<br /><br /><div style="text-align: center;"><a href="http://picasaweb.google.com/mr.azadegan/PhotoArtGallery/photo#5157676620627613314"><img vspace="0" hspace="0" border="0" src="http://mr.azadegan.googlepages.com/16time-mini.jpg" /></a><br /></div><br /><br />پی نوشت<br />1. چند وقت پیش مرتضی یه تصویر سه بعدی برای وبلاگ طراحی کرده بود. ولی من فراموش کرده بودم تو وبلاگ بذارمش. معلوم بود چقدر برای ساختنش وقت گذاشته.<a href="http://mr.azadegan.googlepages.com/morteza_photo-art.myblog.ir.jpg" target="_blank"> تصویر رو آپلود کردم که شما هم ببینید.</a> خیلی زیباست.<br /><br />2. یکی دیگه از دوستان خوبم اینجا رو قابل دونسته و یه مطلب درباره فتوآرت تو <a href="http://djmsm.blogsky.com" target="_blank">وبلاگش </a>نوشته. ازش ممنونم.<br />3. بو بکش... بوی تغییرات میاد. داریم وب استادیو رو سویچ می زنیم. سه دو یک...<br />
text/html2008-01-11T05:01:00+01:00photo-art.mihanblog.comمحمدحسن آزادگانهوا بس ناجوانمردانه سرد است
http://photo-art.mihanblog.com/post/122
حتی یه دوجین لباس گرمی که پوشیده بودم هم افاقه نمیکرد. اگر کار مهمی نداشتم عمری و عمرنات پام رو از در خونه بیرون نمیذاشتم. چه شب خلوتی! حتی راننده ها هم به خودشون مرخصی داده بودن. بیست دقیقه بود که عین قندیل کنار خیابون آویزون بودم. موقع رفتن، هوا هنوز روشن بود، ماشین هم راحت تر پیدا میشد، ولی حالا شک داشتم که زنده به خونه میرسم یا نه!<br />وقتی رسیدم خونه هیچ کدوم از اعضای بدنم رو حس نمیکردم. وقتی یه کم گرم شدم و یخم آب شد رفتم یه گوشه و در حد زار زدن، بیصدا برای بی خانمان ها و اونهایی که مشکل سوخت دارن، کارگرهای افغانی، روستایی ها و هر کی که فکرشو بکنی غصه خوردم.<br /><br /><div style="text-align: center;"><a href="http://picasaweb.google.com/mr.azadegan/PhotoArtGallery/photo#5156569738835957362" target="_blank"><img hspace="0" border="0" src="http://mr.azadegan.googlepages.com/15too-cold-mini.jpg" /></a><br /></div><p><br />سرمای امسال در حد فاجعه بود. وقتی دمای اینجا به منفی 17 میرسه خدا میدونه چه بلایی سر روستاها و مناطق کوهستانی میاد! این روزها مردم خیلی زیاد به گاز وابسته شدن. ما که صادر کننده گاز هستیم نباید مشکل گاز داشته باشیم... (ولی داریم!) رسماً از تلویزیون هم داره اعلام میشه که یا خودتون یه کاریش بکنید یا اینکه همینی که هست! چاره ای جز کم مصرف کردن وجود نداره.<br />روزنامه نوشته بود سرمای امسال تو 40 سال گذشته بی سابقه بود. واقعا هم بی ربط ننوشته بود. هیچ کس زمستان 86 رو به خاطر شدت سرمایی که داشت فراموش نمیکنه.<br />امسال خیلی بارندگی داشتیم از این بابت خیلی ها خوشحال شدن، بارندگی خودش یه جور سرمایه محسوب میشه. به امید اینکه سال بعد به تلافی این زمستون سخت، بهار و تابستون زیبایی داشته باشیم.<br /></p><p><font color="#999999">پی نوشت:</font></p><p><font color="#999999">یکی از بازدید کننده ها کم لطفی داشت و یکی از گزینه های نظر سنجی رو مورد عنایت شدید خودش قرار داد. برای همین نظر سنجی محدود شد.</font></p>text/html2008-01-06T05:01:00+01:00photo-art.mihanblog.comمحمدحسن آزادگاناین دو سه روز تعطیلی چه کیفی داد
http://photo-art.mihanblog.com/post/121
این دو سه روز تعطیلی چه کیفی داد. بعد از گذروندن چند روز مزخرف، این دوسه روز رو بست نشستم خونه و هر کاری دلم خواست کردم. یه امتحان خیلی سخت رو هم مثل هلو پاس کرده بودم. بعد هم پسرخالم به مناسبت خریدن ماشین جدید، ما رو (منظورم ما چند نفر!) شام مهمون کرد. بعد تا نصف شب تو خیابونها چرخ زدیم. بعد هم که برف اومد. بعد هم یه شب تا صبح نشستم چند تا تصویر ساختم، بعد هم آلبوم جدید فریدون رو ریمیکس (!) کردم (بد نشد!). این چند روز از موسیقی و فیلم و بازی واقعا آباد بودم و کلی سرگرم شدم.<br />یکی از تصاویری که ساختم رو تو آلبوم پیکاسا گذاشتم که دوستان هم ببینن. ریمیکس آلبوم "از تو دورم" فریدون رو هم با کیفیت 64 برای دانلود گذاشتم.<br /><br /><div style="TEXT-ALIGN: center"><a href="http://picasaweb.google.com/mr.azadegan/PhotoArtGallery/photo#5152011051958048306"><img hspace="0" src="http://mr.azadegan.googlepages.com/14carmen_electra_mini.jpg" border="0" /></a><br /><br /><a href="http://mr.azadegan.googlepages.com/14az-to-dooramremix-photo-art.myblog.mp3">Fereydoun Remix - 64 kps - 1.94 MB</a><br /></div><p><br /><span style="COLOR: rgb(153,153,153)">پس نوشت:</span><br style="COLOR: rgb(153,153,153)" /><span style="COLOR: rgb(153,153,153)">1. خدمت آقا (یا خانم!) آزاد که چند دفعه از من سوال کرده باید عرض کنم که برای ترکیب دو تا عکس تو فتوشاپ به صورتی که تصویر به هم نریزه به تعداد راه های رسیدن به خدا، راه هست. من حدودی حساب کردم، نزدیک 17 تا روش به ذهنم رسید. بعد هم دوتا تصویری که قراره با هم ترکیب بشه هزار و سیزده جور خصوصیت میتونه داشته باشه. از رنگ و نور و صدا گرفته تا خصوصیات اخلاقی صاحبان دو تا عکس (جمع مثنی). و اگر 17 رو ضرب در هزار و سیزده به توان دو بکنیم رقم نسبتا درشتی به دست میاد که اگر بخوام آموزشش رو تو وبلاگ بذارم باید این چند سال باقیمانده از عمر بی ارزشم رو صرف نوشتن و ساخت جزوه های آموزشی "شیوه های باحال برای قاطی کردن دو تا عکس" بکنم. ولی چون من خیلی انسان بی خاصیت و تنبلی هستم حوصله نوشتن اینهمه رو ندارم، پس یکیشو میگم امیدوارم که حلالم کنی:</span><br style="COLOR: rgb(153,153,153)" /><span style="COLOR: rgb(153,153,153)">عکسهاتو بچین بغل هم، حالا من نمیدونم اصلا عکسهات چجوریه ولی خوب مثلا شاید اگه دورشو با پاک کن محو کنی خوب بشه (!) بعد کارت رو فلت کن بعد من آخه چمیدونم حالا چه مشکلی داره ولی خوب ctrl+B رو فشار بده یه کم باهاش به تصویر ور برو شاید خوب شد. حالا اگر از این چیزهایی که گفتم سر در نیوردی اصلا نگران نشو. شمارتو به ایمیلم بفرست. من تدریس خصوصی فتوشاپ میکنم. Any time any where. شاید قسمت شد و طلبید.</span><br style="COLOR: rgb(153,153,153)" /><br style="COLOR: rgb(153,153,153)" /><span style="COLOR: rgb(153,153,153)">2. خوش به حال آزاد، تا حالا نشده بود به خاطر یه نفر اینهمه پی نوشت بنویسم!</span><br style="COLOR: rgb(153,153,153)" /><br style="COLOR: rgb(153,153,153)" /><span style="COLOR: rgb(153,153,153)">3. لطفا دیگه اینجوری از من سوال نپرسید چون من شرمنده میشم. دیگه تو این وبلاگ خبری از آموزش نیست. پخخخخ!!! (= از نشانه های مشکل عصبی)</span> </p><p>۴. این مطلب ویرایش شد.</p>text/html2007-12-28T23:12:00+01:00photo-art.mihanblog.comمحمدحسن آزادگانThe ground is not good for growth
http://photo-art.mihanblog.com/post/120
<p align="justify">- چند ماه پیش یک متنی نوشتم که بیشتر شبیه داستان بود، درباره مسائل کیهانی یا شایدم فلسفه. اون متن رو خیلی دوست دارم.<br />- مدتیه که همه چیز گرفته! Grip شده یا چمیدونم، بند اومده. سرم شلوغ شده از کارهایی که دوست ندارم انجامشون بدم.<br />- حس خجالت داره اذیتم میکنه. از "من" بودن شرمنده ام. دوست دارم یکی منو ببینه و بگه "اشکالی نداره، خجالت نکش".</p><p style="DIRECTION: ltr" align="justify">- It's a while that I'm thinking of "Suicide". I seriously think that it's an easy way to get rid of this funny story. Some days ago I saw myself in mirror. "How only I am!" I laughed, and I knew that I'll fill this loveliness while I'm alive. I don’t wanna be sad, but I am. I try to be mannerly in life but it seems that life doesn't have any structure! Especially in my society almost every thing is untrue. There are no specific steps to rich the things that you want. There is no security about your life. Maybe you want to know why I want to kill myself<br />I have to say: "The ground is not good for growth".</p><p style="DIRECTION: ltr" align="center"><a href="http://picasaweb.google.com/mr.azadegan/PhotoArtGallery/photo#5149400059734431266"><img hspace="0" src="http://mr.azadegan.googlepages.com/13bad-ground-mini.jpg" align="baseline" border="0" /></a></p>text/html2007-12-21T18:12:00+01:00photo-art.mihanblog.comمحمدحسن آزادگانیلدا
http://photo-art.mihanblog.com/post/119
هوا سرد است.<br />شب بلند است.<br />جمعه شب...<br />طولانی ترین شب غمگین سال.<br />
<br /><div style="text-align: center;"><img src="http://mr.azadegan.googlepages.com/12yalda.jpg" /><br /><br /><br /><div style="text-align: right;">پسنوشت:<br /><span style="color: rgb(204, 204, 204);">حدود سی نفر تو نظر سنجی شركت كردن. خیلی دلم میخواست بدونم كی چه نظری داده. اگر دوست داشتید بگید چه نظری دادید. باشه؟!</span><br /></div></div>text/html2007-12-14T23:12:00+01:00photo-art.mihanblog.comمحمدحسن آزادگاندختران غریب
http://photo-art.mihanblog.com/post/118
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;">ساعت 9 شب نزدیک متروی ترمینال، چنتا دختر دانشجو
دستگیر شدن. فکر میکنم به جرم "چکمه". التماسهای زجرآوری میکردن. وقتی
دیدن التماس فایده نداره سعی کردن به زور فرار کنن (ولی نشد). اونجوری که معلوم
بود داشتن میرفتن شهرستان. یه لحظه خودم رو جای اونا گذاشتم. افسردگی شدیدی بهم
دست داد. معلوم نیست کی خلاص بشن. شاید کسی رو تو تهران نداشته باشن. شب موندن تو
کلانتری، یا شب موندن تو خیابون، فکر نمیکنم فرق زیادی واسشون داشته باشه. احتمالا
درس بزرگی از این قضیه میگیرن، فکر کنم از فردا بدون چادر بیرون نمیان.<o:p /></span></p>
<p style="text-align: center;" class="MsoNormal" dir="rtl"><a href="http://picasaweb.google.com/mr.azadegan/PhotoArtGallery/photo#5144219985578071554"><span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"><o:p> <img vspace="0" hspace="0" border="0" src="http://mr.azadegan.googlepages.com/11-lgirls-mini.jpg" /></o:p></span></a></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="color: rgb(102, 0, 102);"><sup><span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;">بی ربط:<o:p /></span></sup></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="color: rgb(204, 204, 204);"><sup><span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"><sub>باز مستان دل از آن گیسوی مشکین حافظ</sub><o:p /></span></sup></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"><sup><span style="color: rgb(204, 204, 204);">زانکه دیوانه همان به که بود اندر بند</span></sup><o:p /></span></p>
text/html2007-12-11T18:12:00+01:00photo-art.mihanblog.comمحمدحسن آزادگانمن زنده ام
http://photo-art.mihanblog.com/post/117
من زنده ام<br />عبارت بالا را صد بار از زبون من تکرار کنید. زحمتش با شما، من دیگه نخواستم صد بار بنویسمش. (که مثل رپ فارسی بشه!).<br /><br /><div style="text-align: center;"><a href="http://picasaweb.google.com/mr.azadegan/PhotoArtGallery/photo#5142844860772934178"><img vspace="0" hspace="0" border="0" src="http://mr.azadegan.googlepages.com/10imalive.jpg" /></a><br /></div><br />من انسان باهوش و خلاقی هستم و به خاطر این به خودم میبالم، دلیلش هم اینه که طوری زندگی کردم که هیچ کس سقوط و پس رفت واقعی زندگی من رو نفهمید. در حالی که همه من رو به خاطر پیشرفت و رشد تشویق میکردن. ولی من ناامید یا افسرده نیستم، چون استعداد بی نظیری در لذت بردن از زندگی دارم. فکر میکنم زیبایی در سادگیه. تا بحال به غیر از تصویر سازی، از نوشتن، <a target="_blank" href="http://photo-art.mihanblog.com/Post-113.aspx">شعر گفتن</a>، موسیقی (شنیدن و ساختن) و خیلی چیزای دیگه لذت بردم. به نظر من اگر لذت رو از زندگی حذف کنیم، چیزی به جز قبرستان هایی که صادق هدایت به تصویر میکشید باقی نمی مونه.<br />درضمن؛ من هنرمند نیستم. کافیه با یک استاد هنرهای تجسمی درباره کارهای من صحبت کنید تا متوجه تناقضات فاحش تصاویر من با اصول اولیه تصویرسازی بشید. ولی امیدوارم بعد از نفله شدنم اگر از من یادی شد، به عنوان یک هنرمند تصویرساز و گرافیست یاد بشه.<br />من موسیقی خیلی گوش میدم. اکثرا موسیقی با کلام ایرانی. ولی زیباترین موسیقی هایی که شنیدم چند قطعه گیتار بی کلام بود و همینطور موسیقی های فریبرز لاچینی.<br />چیزی که تو زندگی من رو زجر میده اینه که من هنوز مالک زندگی خودم نیستم و از نعمت "استقلال" بی بهره ام. با این حساب هیچ کدوم از لذت هایی که از زندگی میبرم واقعی نیست. ولی Who cares? فعلا تمرکزم روی اینه که وقتم رو تلف نکنم. اعتقادم در مورد مشکلاتی که همیشه در سرتاسر طول عمر باهاشون درگیرم اینه که "پرواز کن تا دستشون بهت نرسه"<br /><br /><br /><div style="text-align: center;">ترسم که اشک در غــم ما پرده در شود<br />وین راز سر به مهر بــه عالم سمر شود<br />گویند سنگ لعل شــود در مقـــام سنگ<br />آری شود ولــیـک بخـــون جـــــگر شــود<br />خواهم شـدن به میکده گریان و دادخواه<br />کز دســت غم خلاص من آنجا مگر شود<br />از هـــر مــیـــانه تیــر دعــا کــرده ام روان<br />باشد کزان میـانـــه یـکــی کــارگر شــود<br />ای جـــان حـــدیـــث ما بر دلــدار بـاز گـو<br />لیکن چــنان مگـــو کــه صـبا را خبر شود<br />بــس نـکته غیر حسن بباید که تا کسی<br />مقـبول طبــع مردم صــــاحب نــظر شود<br />حافظ چو نافه سر زلفش بدست تــست<br />دم درکــش ارنه باد صـبــــا را خبر شـود
</div>text/html2007-12-05T22:12:00+01:00photo-art.mihanblog.comمحمدحسن آزادگانS.O.S
http://photo-art.mihanblog.com/post/116
<p>سلام.</p><p>اگر به بقای یک موجود رها شده در دشت های بی حاصلی اهمیت میدهید لطف کنید و در نظرسنجی شرکت کنید. با توجه به برداشتی که از سوال دارید به هر تعداد که خواستید گزینه ها را انتخاب کنید.</p><p>باشد که خدا به همه ما رحم کند.</p>text/html2007-12-01T03:12:00+01:00photo-art.mihanblog.comمحمدحسن آزادگانتصویر نیم ساعته
http://photo-art.mihanblog.com/post/115
<p>ایده یه همچین چیزی داشت منو کلافه میکرد. ساعت یک و نیم نصفه شبه، فردا امتحان دارم، صبح هم ساعت پنج و نیم باید از خونه برم بیرون. با اینحال مجبور شدم یه کاریش بکنم. نمیدونم اصلا چی هست یا اسمش چیه، فقط خواستم یه دایره خفن باشه که یه چیز خفن از توش رد میشه. لطفا بگید برداشتتون از این کار نیم ساعته چیه.</p><p /><p align="center"><a href="http://picasaweb.google.com/mr.azadegan/PhotoArtGallery/photo#5138897661564048578"><img hspace="0" src="http://mr.azadegan.googlepages.com/gooy-mini.jpg" align="baseline" border="0" /></a></p>text/html2007-11-29T04:11:00+01:00photo-art.mihanblog.comمحمدحسن آزادگاندارم از زلــف سیاهــش گــله چندان کــه مپرس
http://photo-art.mihanblog.com/post/114
<div style="text-align: center;">دارم از زلــف سیاهــش گــله چندان کــه مپرس<br />که چنان زو شده ام بی سر و سامان که مپرس<br />کـــــس بامــید وفــا تـــرک دل و دیــن مـــکـــناد<br /></div><div align="baseline" style="text-align: center;">کــه چنانم مــن از این کــرده پشیمان که مپرس<br /><br /></div><div style="text-align: center;"><a href="http://picasaweb.google.com/mr.azadegan/PhotoArtGallery/photo#5126726894976124066"><img vspace="0" hspace="0" border="0" src="http://mr.azadegan.googlepages.com/10mapors-mini.jpg" /></a><br /></div><br />پی نوشت:<br />خیلی مزخرف شدم. خالی شدم. هیچی شدم. تهی شدم. اینجوری o شدم. پست شدم. بی چیز شدم. فرسوده شدم. زشت شدم. کثیف شدم. تنها شدم. خسته شدم. بیسواد شدم. بیکار شدم. بی پول شدم. خرفت شدم. بزرگ شدم ولی هیچی نشدم. کوچیک شدم. پیر شدم. دیوونه شدم. ع.ا.ش.ق شدم. فیلتر شدم. نابود شدم. دزد شدم. آدمکش شدم . دلقک شدم. مسخره شدم. گریون شدم. نفهم شدم. کله خر شدم. عوضی شدم. بی حواس شدم. پشیمون شدم. بازم تهی شدم. مشکوک شدم. معتاد شدم. خسته شدم. دور شدم. جدی شدم. با هدف شدم. درسخون شدم. قبول نشدم. جدی تر شدم. قبول شدم. منصرف شدم. پرت شدم. دقیق شدم. عمیق شدم. دچار سؤتفاهم شدم. کارمند شدم. پولدار شدم. ولخرج شدم. بی پول شدم. مریض شدم. مداوا شدم. دانشجو شدم. ترسو شدم. خفن شدم. خوش تیپ شدم. وارد شدم. اینکاره شدم. بازم دچار سؤتفاهم شدم. ضایع شدم. خسته شدم. گریون شدم. فراموش شدم. عصبانی شدم. تنبل شدم. منفی شدم. 14 شدم. بیخیال شدم. تنها شدم. تنها شدم. تنها شدم. با چند نفر دوست شدم. ولی چند وقته ازشون خبری نیست.<br />لطفا اگه دارید اینو میخونید یه خبری ازم بگیرید.<br />آدم شدم. مثبت شدم. ممتاز شدم. بیست شدم. با ادب شدم. یه دفعه بازم خرفت شدم. با یکی درگیر شدم. ضایع شدم. بازم ع.ا.ش.ق شدم. ایندفه خیلی ضایع شدم. بازم بیخیال شدم. سرد شدم. عجیب شدم. آدم خوبی شدم. آروم شدم. مشکوک شدم. ترسناک شدم. کم حرف شدم. عادی شدم. فکر کنم بزرگ شدم. سرد شدم. خاکستری شدم. نامرئی شدم. قابل تحمل شدم.<br />حالا هم فکر میکنم چند وقته اصلا عوض نشدم.<br /><br />
text/html2007-11-20T20:11:00+01:00photo-art.mihanblog.comمحمدحسن آزادگانزندگی را...
http://photo-art.mihanblog.com/post/113
<p align="right">مینویسم. طراحی میکنم. میخونم. وبلاگ رو به روز میکنم.<br />متنفرم از اینکه اسم همچین کاری رو بذارم پر کردن دفترچه خاطرات. بعید میدونم دیگه هیچ وقت از این مسیری که طی کردم دوباره رد بشم، یا حتی به عنوان خاطره بخوام یادی ازش کرده باشم.<br />من احساس میکنم کمتر از اونیم که بخوام وجود داشته باشم. واسه همین گاهی اوقات خودم رو گم میکنم. حتی بعضی وقت ها خودم رو فراموش میکنم. به خاطر همینه که بعضی وقت ها نوشته ها و تصاویرم رو ثبت میکنم تا جلوی گم شدن و فراموش شدن خودم رو بگیرم.</p><p align="center" /><p align="center"><a href="http://picasaweb.google.com/mr.azadegan/PhotoArtGallery/photo#5135259994215337042"><img alt="..." hspace="0" src="http://mr.azadegan.googlepages.com/09zendegira-mini.jpg" align="baseline" border="0" /></a></p><p>پی نوشت<br /> آهنگ "چشای خیس من" محسن یگانه خیلی به دلم نشست. چقدر دوستش دارم!</p>text/html2007-10-31T23:11:00+01:00photo-art.mihanblog.comمحمدحسن آزادگانقیصر امین پور درگذشت...
http://photo-art.mihanblog.com/post/112
<p align="right">حرف های ما هنوز نا تمام...<br />تا نگاه می کنی<br />وقت رفتن است<br />باز هم همان حکایت همیشگی!<br />پیش از آنکه با خبر شوی<br />لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود<br />آی...<br />ای دریغ و حسرت همیشگی!<br />ناگهان<br />چقدر زود<br />دیر می شود!</p><p align="right" /><p align="center"><a href="http://picasaweb.google.com/mr.azadegan/PhotoArtGallery/photo#5127886497491338434"><img alt="Gheisar Aminpour" hspace="0" src="http://mr.azadegan.googlepages.com/9gheisar-mini.jpg" align="baseline" border="0" /></a></p><p>قیصر امین پور درگذشت...<br />سه شنبه، این خبر رو خیلی اتفاقی از رادیو شنیدم. از یک طرف با شنیدن این خبر شوکه شده بودم و از طرف دیگه پر حرفی های مجری و مهمانهای برنامه رادیو منو کلافه کرده بود. خبرهای خشک و بی احساس صداوسیما، و همینطور روزنامه ها و سایتها درباره این اتفاق منو بیشتر کلافه میکرد.<br />بدترین چیز این بود که تو همون روز، متوجه شدم خیلی از شعر ها و ترانه هایی که قبلا شنیدم و دوستشون داشتم، کار قیصر امین پور بود. سه شنبه، افتخاری تو مصاحبه رادیو گفت، قیصر امین پور به خاطر اشعاری که برای آلبوم نیلوفرانه گفته بود هیچ پولی نگرفت؛ همون روز دکلمه "نی نامه" قیصر رو از زبان خودش از رادیو شنیدم. اون روز فهمیدم ترانه "سربلند" ناصر عبد اللهی (دلی سربلند و سری سر به زیر...) ، که شاید صد بار گوش دادم و هنوز هم گوش میدم، کار قیصر امین پور بوده.</p><p>سه شنبه، روز غم انگیز و سختی بود، خواسته یا ناخواسته.<br />آهنگ "به یادت"، با صدای محمد اصفهانی و دکلمه ابتدایی شعر «روز مبادا»ی قیصر رو برای دانلود در لینک زیر قرار دادم.</p><p style="DIRECTION: ltr" align="center"><a href="http://mr.azadegan.googlepages.com/9Be-Yadat.mp3">به یادت</a><br />32 kps - 1.83 MB</p><p /><p>پی نوشت<br /><font color="#666666">1. مهدی عزیز، باز هم نشون داد در تصویر سازی و گرافیک، اونهم از نوع موضوعی و سفارشی، استعداد فوق العاده ای داره. تصویری که برای مسابقه رمضان مجید آنلاین طراحی کرد، در مسابقه نفر دوم شد؛ که به نظر من به مراتب از طرح نفر اول بهتر شده بود. من هم به اندازه مهدی از اینکه تونست تو مسابقه رتبه بیاره خوشحالم.<br />2. من هم در مسابقه رمضان شرکت کردم ولی نمیدونم چرا طرح من رو شرکت ندادن. البته من از این بابت ناراضی نیستم. چون وقتی طرح خودم رو با طرح مهدی مقایسه کردم، خجالت زده شدم. در ضمن خودم احتمال میدم علت اینکه طرح رو شرکت ندادن این بود که ایمیل من به دستشون نرسیده.</font></p>text/html2007-10-31T05:10:00+01:00photo-art.mihanblog.comمهدیمسابقه رمضان مجید آنلاین
http://photo-art.mihanblog.com/post/111
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" align="center"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 8pt; COLOR: gray; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><a href="http://www.tinypic.info/viewer.php?file=vqsipkt8uqlajvkr7aha.jpg"><img hspace="0" src="http://mmcse.persiangig.com/image/a-ramadan2007-small.jpg" align="absMiddle" border="0" /></a></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 8pt; COLOR: gray; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">+ پی نوشت :</span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 36pt 0pt 0cm; TEXT-INDENT: -18pt; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt"><span style="FONT-SIZE: 8pt; COLOR: gray; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: Tahoma"><span style="mso-list: Ignore">1-<span style="FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 7pt; LINE-HEIGHT: normal; FONT-STYLE: normal; FONT-VARIANT: normal"> </span></span></span><span dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 8pt; COLOR: gray; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">خوب دیدم دیگه کمال نامردیه که حالا محمد شروع به نوشتن کرده منم ننویسم."ممدجان شاگرد همیشگیت اومد"</span></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 36pt 0pt 0cm; TEXT-INDENT: -18pt; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt"><span style="FONT-SIZE: 8pt; COLOR: gray; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: Tahoma"><span style="mso-list: Ignore">2-<span style="FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 7pt; LINE-HEIGHT: normal; FONT-STYLE: normal; FONT-VARIANT: normal"> </span></span></span><span dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 8pt; COLOR: gray; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">این طرحو واسه مسابقه مجید آنلاین طراحی کردم، که خدا دوسم داشت و تونستم رتبه دوم رو بیارم. تقدیم به همه دوستان.</span></span><span dir="ltr" style="FONT-SIZE: 8pt; COLOR: gray; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 36pt 0pt 0cm; TEXT-INDENT: -18pt; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt"><span style="FONT-SIZE: 8pt; COLOR: gray; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: Tahoma"><span style="mso-list: Ignore">3-<span style="FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 7pt; LINE-HEIGHT: normal; FONT-STYLE: normal; FONT-VARIANT: normal"> </span></span></span><span dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 8pt; COLOR: gray; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">کوچ به وردپرس، فکرمو قلقلک میده!؟</span></span><span dir="ltr" style="FONT-SIZE: 8pt; COLOR: gray; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 36pt 0pt 0cm; TEXT-INDENT: -18pt; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt"><span style="FONT-SIZE: 8pt; COLOR: gray; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: Tahoma"><span style="mso-list: Ignore">4-<span style="FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 7pt; LINE-HEIGHT: normal; FONT-STYLE: normal; FONT-VARIANT: normal"> </span></span></span><span dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 8pt; COLOR: gray; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">برای مشاهده عکس به صورت کاغذ دیواری، میتونین روی عکس کلیک کنید.</span></span><span dir="ltr" style="FONT-SIZE: 8pt; COLOR: gray; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"></span></p><p />