تبلیغات
::فتو آرت - Photo Art - Professional Tutorials, Downloads and Images - مطالب مهر 1386::
صبح پیدا شده اما آسمان پیدا نیست

چشمهام رو میبندم، انگشتام رو پهن میکنم روی صفحه کلید، تمرکز میکنم... بعد شروع میکنم یکی یکی دکمه ها رو فشاد دادن...
ز... ن... د... گ... ی...
...
اصلا هیچی به ذهنم نمیرسه... حوصله نوشتن ندارم.

صبح پیدا شده اما...


زیرنویسک:
1. این زیرنویسک یه واژه ی جدیده که خودم برای نوشته های ضمیمه مطالب وبلاگ اختراع کردم. چند واژه جدید و کاربردی دیگه هم برای این قسمت اختراع شده، از قبیل: وَرانوشت، پسانوشت، پُست نویس، ته نویس.
2. مصطفی... این یه خط رو فقط واسه تو مینویسم... تو منو دچار خودت کردی. خیلی باحالی...!
چند شب پیش ملاقاتی داشتم با مصطفی (یکی از مدیران سایت سهیل تو دی) به بهانه گرفتن جایزه مسابقه نیمه شعبان. ملاقات دوستانه و بسیار خوبی بود. بدون اینکه متوجه گذر زمان باشیم، حدود یک ساعت و نیم صحبت کردیم.
تشکر ویژه هم دارم از مصطفی و آقا سهیل (صاحب سایت) به خاطر خوش قولی و عمل کردن به وعده هایی که دادن.
3. هر وقت مشغولیت و فشار ذهنی دارم، مخ نداشتم واسه طراحی به کار میفته. (آخه اینم شد زندگی) دیشب تا صبح الکی الکی 6-7 تا طرح زدم که البته فقط 4 تاش رو ذخیره کردم. این تصویری هم که ملاحظه میکنید یکی از اونهاست.
4. بیخیال... این واژه ای بود که من بعد از بیان کردن اون، شروع کردم به طراحی پوستر برای مسابقه رمضان مجیدآنلاین. هرچند دفعه پیش، با وجود اینکه من رو برنده اعلام کردن جایزم رو ندادن، ولی این بار اصلا به جایزه فکر نمیکنم، فقط خواستم یه کاری کرده باشم. (بعد از تمام شدن مسابقه طرح ها رو در وبلاگ هم میذارم)

روزگاریست که دل چهره ی مقصود ندید
سـاقـیا آن قـــدح آیـــنـه کـــــردار بیــــا


لینک این مطلب نوشته شده به قلم محمدحسن آزادگان در جمعه 20 مهر 1386 | موضوع: قلم آزاد... , نظرات ()
کام بر نمی آید
شکایت... هیچ فایده ای نداشت. شاید بشه احوالات بی مایه و کم ارزش خودم رو با تکرار همچین اشعار و نوشته هایی بیان کنم.
این ابیات به حال و روز من هیچ شباهتی نداره. حتی شاید اصلا هیچ رابطه ای هم بین من و اشعار وجود نداره. ولی به خاطر وجود ابهامات* و استفاده بی بدیل از نشانه ها و کنایات و... میتونم قسمتی از این سخن ها رو با حال و روز خودم تطبیق بدم. شاید به همین خاطر هستش که گاهی اوقات از خوندن یک شعر لذت میبرم یا نسبت به یک شعر، حس همزادپنداری دارم... شاید.



نفـــس بــرآمــد و کــام از تـــو بر نمــی آیــد
فغــان که بخــت من از خـــواب در نمی آیــد
دریــن خیـــال بسر شد زمـــان عمــر و هنوز
بـلای زلــف ســـیاهــت به ســـر نمــــی آید
بسـم حکایت دل هـــست با نــسیم ســحر
ولـــی ببخـت من امـــشـب ســحر نمـی آید
ز بس که شـد دل حافظ رمیده از همـه کس
کنـــــون ز حــلقـه ی زلفــــت بــدر نمی آید

*توضیح: به نظر من یکی از دلایل اینکه هر کدوم از صفحات دیوان حافظ ممکنه فال زندگی هر کسی باشه، وجود همین ابهامان شاعرانه و عاشقانه در شعر حافظ میتونه باشه.

پی نوشت:
1. یاد خواننده ی ارزشمند، ایرج بسطامی گرامی! من با شنیدن یکی از تصنیف های ایشون با این غزل زیبا از حافظ آشنا شدم.
2. م.الف در کشور امریکا گفت: من از وضعیت مدیریت امروز جهان ناراضیم!. من با خودم گفتم: ای عزیز دل، من هم از وضعیت مدیریت کشور ایران ناراضیم.
3. طرح نیمه شعبان در مسابقه Sohail2d.com هم شرکت داده شد. این بار اقبال بیشتری داشتم و اون طرح به عنوان طرح اول شناخته شد. به هر حال من از لطف دوستانم در سایت و انجمن Sohail2d.com تشکر میکنم، فکر نمیکردم این طرح در حد مقام اول باشه.


لینک این مطلب نوشته شده به قلم محمدحسن آزادگان در سه شنبه 3 مهر 1386 | موضوع: قلم آزاد... , نظرات ()