تبلیغات
::فتو آرت - Photo Art - Professional Tutorials, Downloads and Images - مطالب دی 1386::
هوا بس ناجوانمردانه سرد است
حتی یه دوجین لباس گرمی که پوشیده بودم هم افاقه نمیکرد. اگر کار مهمی نداشتم عمری و عمرنات پام رو از در خونه بیرون نمیذاشتم. چه شب خلوتی! حتی راننده ها هم به خودشون مرخصی داده بودن. بیست دقیقه بود که عین قندیل کنار خیابون آویزون بودم. موقع رفتن، هوا هنوز روشن بود، ماشین هم راحت تر پیدا میشد، ولی حالا شک داشتم که زنده به خونه میرسم یا نه!
وقتی رسیدم خونه هیچ کدوم از اعضای بدنم رو حس نمیکردم. وقتی یه کم گرم شدم و یخم آب شد رفتم یه گوشه و در حد زار زدن، بیصدا برای بی خانمان ها و اونهایی که مشکل سوخت دارن، کارگرهای افغانی، روستایی ها و هر کی که فکرشو بکنی غصه خوردم.



سرمای امسال در حد فاجعه بود. وقتی دمای اینجا به منفی 17 میرسه خدا میدونه چه بلایی سر روستاها و مناطق کوهستانی میاد! این روزها مردم خیلی زیاد به گاز وابسته شدن. ما که صادر کننده گاز هستیم نباید مشکل گاز داشته باشیم... (ولی داریم!) رسماً از تلویزیون هم داره اعلام میشه که یا خودتون یه کاریش بکنید یا اینکه همینی که هست! چاره ای جز کم مصرف کردن وجود نداره.
روزنامه نوشته بود سرمای امسال تو 40 سال گذشته بی سابقه بود. واقعا هم بی ربط ننوشته بود. هیچ کس زمستان 86 رو به خاطر شدت سرمایی که داشت فراموش نمیکنه.
امسال خیلی بارندگی داشتیم از این بابت خیلی ها خوشحال شدن، بارندگی خودش یه جور سرمایه محسوب میشه. به امید اینکه سال بعد به تلافی این زمستون سخت، بهار و تابستون زیبایی داشته باشیم.

پی نوشت:

یکی از بازدید کننده ها کم لطفی داشت و یکی از گزینه های نظر سنجی رو مورد عنایت شدید خودش قرار داد. برای همین نظر سنجی محدود شد.


لینک این مطلب نوشته شده به قلم محمدحسن آزادگان در جمعه 21 دی 1386 | موضوع: فتوآرت , نظرات ()
این دو سه روز تعطیلی چه کیفی داد
این دو سه روز تعطیلی چه کیفی داد. بعد از گذروندن چند روز مزخرف، این دوسه روز رو بست نشستم خونه و هر کاری دلم خواست کردم. یه امتحان خیلی سخت رو هم مثل هلو پاس کرده بودم. بعد هم پسرخالم به مناسبت خریدن ماشین جدید، ما رو (منظورم ما چند نفر!) شام مهمون کرد. بعد تا نصف شب تو خیابونها چرخ زدیم. بعد هم که برف اومد. بعد هم یه شب تا صبح نشستم چند تا تصویر ساختم، بعد هم آلبوم جدید فریدون رو ریمیکس (!) کردم (بد نشد!). این چند روز از موسیقی و فیلم و بازی واقعا آباد بودم و کلی سرگرم شدم.
یکی از تصاویری که ساختم رو تو آلبوم پیکاسا گذاشتم که دوستان هم ببینن. ریمیکس آلبوم "از تو دورم" فریدون رو هم با کیفیت 64 برای دانلود گذاشتم.


پس نوشت:
1. خدمت آقا (یا خانم!) آزاد که چند دفعه از من سوال کرده باید عرض کنم که برای ترکیب دو تا عکس تو فتوشاپ به صورتی که تصویر به هم نریزه به تعداد راه های رسیدن به خدا، راه هست. من حدودی حساب کردم، نزدیک 17 تا روش به ذهنم رسید. بعد هم دوتا تصویری که قراره با هم ترکیب بشه هزار و سیزده جور خصوصیت میتونه داشته باشه. از رنگ و نور و صدا گرفته تا خصوصیات اخلاقی صاحبان دو تا عکس (جمع مثنی). و اگر 17 رو ضرب در هزار و سیزده به توان دو بکنیم رقم نسبتا درشتی به دست میاد که اگر بخوام آموزشش رو تو وبلاگ بذارم باید این چند سال باقیمانده از عمر بی ارزشم رو صرف نوشتن و ساخت جزوه های آموزشی "شیوه های باحال برای قاطی کردن دو تا عکس" بکنم. ولی چون من خیلی انسان بی خاصیت و تنبلی هستم حوصله نوشتن اینهمه رو ندارم، پس یکیشو میگم امیدوارم که حلالم کنی:
عکسهاتو بچین بغل هم، حالا من نمیدونم اصلا عکسهات چجوریه ولی خوب مثلا شاید اگه دورشو با پاک کن محو کنی خوب بشه (!) بعد کارت رو فلت کن بعد من آخه چمیدونم حالا چه مشکلی داره ولی خوب ctrl+B رو فشار بده یه کم باهاش به تصویر ور برو شاید خوب شد. حالا اگر از این چیزهایی که گفتم سر در نیوردی اصلا نگران نشو. شمارتو به ایمیلم بفرست. من تدریس خصوصی فتوشاپ میکنم. Any time any where. شاید قسمت شد و طلبید.

2. خوش به حال آزاد، تا حالا نشده بود به خاطر یه نفر اینهمه پی نوشت بنویسم!

3. لطفا دیگه اینجوری از من سوال نپرسید چون من شرمنده میشم. دیگه تو این وبلاگ خبری از آموزش نیست. پخخخخ!!! (= از نشانه های مشکل عصبی)

۴. این مطلب ویرایش شد.


لینک این مطلب نوشته شده به قلم محمدحسن آزادگان در یکشنبه 16 دی 1386 | موضوع: قلم آزاد... , نظرات ()
The ground is not good for growth

- چند ماه پیش یک متنی نوشتم که بیشتر شبیه داستان بود، درباره مسائل کیهانی یا شایدم فلسفه. اون متن رو خیلی دوست دارم.
- مدتیه که همه چیز گرفته! Grip شده یا چمیدونم، بند اومده. سرم شلوغ شده از کارهایی که دوست ندارم انجامشون بدم.
- حس خجالت داره اذیتم میکنه. از "من" بودن شرمنده ام. دوست دارم یکی منو ببینه و بگه "اشکالی نداره، خجالت نکش".

- It's a while that I'm thinking of "Suicide". I seriously think that it's an easy way to get rid of this funny story. Some days ago I saw myself in mirror. "How only I am!" I laughed, and I knew that I'll fill this loveliness while I'm alive. I don’t wanna be sad, but I am. I try to be mannerly in life but it seems that life doesn't have any structure! Especially in my society almost every thing is untrue. There are no specific steps to rich the things that you want. There is no security about your life. Maybe you want to know why I want to kill myself
I have to say: "The ground is not good for growth".


لینک این مطلب نوشته شده به قلم محمدحسن آزادگان در شنبه 8 دی 1386 | موضوع: تصویرسازی با فتوشاپ , نظرات ()
یلدا
هوا سرد است.
شب بلند است.
جمعه شب...
طولانی ترین شب غمگین سال.




پسنوشت:
حدود سی نفر تو نظر سنجی شركت كردن. خیلی دلم میخواست بدونم كی چه نظری داده. اگر دوست داشتید بگید چه نظری دادید. باشه؟!

لینک این مطلب نوشته شده به قلم محمدحسن آزادگان در شنبه 1 دی 1386 | موضوع: فتوآرت , نظرات ()