تبلیغات
::فتو آرت - Photo Art - Professional Tutorials, Downloads and Images::
گذشت (شعر)


لینک این مطلب نوشته شده به قلم محمدحسن آزادگان در جمعه 2 شهریور 1386 | موضوع: قلم آزاد... , نظرات ()
نقاش ازل

تمرکز کردن و رسیدن به نتایج منطقی و اصولی برای اوضاع و احوال این زمانه کار بیهوده ای شده. شاید این خاصیت سن انسان است که هر چه بالاتر می رود بی ثباتی، بی قاعدگی و "کشک" بودن زندگی در نظرش پررنگ تر میشود. به عبارتی هیچ قاعده و اصولی وجود ندارد که بتواند به طور صد در صد تمام رخدادهایی که برای انسان در طول زندگی اتفاق می افتد را توجیه کند... خوب که چی؟
تصویر زیر را دانلود کنید و اصلا حرف های من رو جدی نگیرید:

نقاش ازل

پانوشت:
۱. در زمان های دور ما دوستانی داشتیم که با اونها وب می نوشتیم و در کنار هم هیچ غمی نداشتیم. (چه شعری شد!) ولی الان هیچ کدوم نیستن که با انرژی گذشته وبلاگ بنویسن و یه کم وضعیت درب و داغان وبلاگ های فارسی رو سر و سامان بدن.
به عبارت دیگه: تنهایی خیلی سخته... وقتی پیشم نباشی...

۲. بعضی شب ها خواب Web Studio میبینم. صبح پا میشم و یه همچین چیزایی میسازم!!!


لینک این مطلب نوشته شده به قلم محمدحسن آزادگان در شنبه 20 مرداد 1386 | موضوع: قلم آزاد... , نظرات ()
دیوان حافظ

چند ماهی است که یک سفارش کار برای کتاب دیوان حافظ بهم داده شده. به همین بهانه من هم یک کاغذ دیواری از این کار ساختم و برای دانلود قرار دادم. طراحی جلد این کتاب خیلی وقته تمام شده ولی به خاطر مشغله کاری زیادی که دوست خوبم علی آقا در دفتر تبلیغاتی دارند متاسفانه هنوز کار به مرحله چاپ نرسیده. البته تصویر جلد رو به طور کامل نشون ندادم ولی کلیت کار معلومه.
کار رو دانلود کنید و اگر نقصی در کار مشاهده کردید بهم بگید. خوشحال میشم نظر دوستان رو بدونم.

Hafez

پانوشت:

دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز
شایــد که باز بینیم دیدار آشنا را


لینک این مطلب نوشته شده به قلم محمدحسن آزادگان در جمعه 12 مرداد 1386 | موضوع: تصاویر , نظرات ()
شب سرد (شعر)

Cold Night


لینک این مطلب نوشته شده به قلم محمدحسن آزادگان در پنجشنبه 4 مرداد 1386 | موضوع: قلم آزاد... , نظرات ()
طعنه به مستیش نزن!

مجبور بودم خیلی محرمانه و شخصی به موسیقی اون گوش بدم. گاهی اوقات به گوش دادن به آهنگ های اون احتیاج داشتم. شاید حتی شعر به ظاهر ضعیف و موسیقی عامه پسند رو در ترانه ها به کار می برد، اما شعرها غرق احساسات بودند و می شد فهمید شعر رو برای شعر میخوند، نه چیز دیگه.
یادش گرامی...

طعنه به مستیش نزن

پا نوشت:
1. تشکر ویژه ای دارم از سهند جان (مدیر وبلاگ
همایون شجریان). به خاطر لطفی که کردن و تصویر پست قبلی رو به همایون شجریان رسوندن. پیشنهاد می کنم حتما به وبلاگ ایشون سری بزنید چون وبلاگ بسیار زیبا، حرفه ای و منظمی دارند و در مورد به روز رسانی هم خوب کار میکنه.

2. جدیدا به این فکر افتادم که چقدر این "پی نوشت" نویسی جالبه! بهترین فرصت برای گفتن هر چیز نا مربوطی که به ذهنت میرسه. در ضمن اسم های زیادی هم میشه روی این متن انتهای مطلب نوشت. از قبیل: پی نوشت – پا نوشت – پس نوشت – پاورقی – ضمیمه – پانویس – زیر نویس و...
تقاضا میکنم دوستانی که واژه های دیگری برای این متن سراغ دارند ارائه کنند تا به فرهنگ لغت "وبلاگ نویسی" اضافه بشه.


لینک این مطلب نوشته شده به قلم محمدحسن آزادگان در سه شنبه 2 مرداد 1386 | موضوع: فتوآرت , نظرات ()
تقدیم به همایون

زمانه ی بدیست آقا...
هم هوا خیلی گرم شده هم اینکه رفت و آمدها مشکل شده. کرایه ها هم که به دستور اساتید، گران نشده، فقط کمی دوبرابر شده. ولی با اینحال خدارو شکر. هنوز نفس می کشیم و سالم هستیم. این خودش همه چیز است.
ما هم در این شرایط تصمیم گرفتیم فارغ از فکر و مشغله های تلخ و شیرین، دستی بجنبانیم و کاغذی سیاه کنیم. این بار یک کاغذ دیواری برای همایون جان (به قول یکی از دوستان "قناریِ بابا" ) درست کردیم. (کار هنوز داغه، همین الان طراحی کردم)
بعید میدونم خودش این رو ببینه ولی خوب من این طراحی رو تقدیم میکنم بهش. هرچند این کار در مقابل موسیقی ارزشمند همایون جان ارزش کمی داره ولی خوب برگ سبزی بیش نیست.

همایون - گناه عشق


پانوشت:
بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست
بگوی اگر گنهی رفت و گر خطایی هست


لینک این مطلب نوشته شده به قلم محمدحسن آزادگان در جمعه 29 تیر 1386 | موضوع: تصاویر , نظرات ()
مرا چه شده؟!
سلام
یکی از مهمترین مسائلی که ممکن است یک روز برای هر کسی در زندگی پیش بیاید این است که از خود بپرسد "مرا چه شده؟!". یا به عبارتی "چه شده که من اینجا هستم و اینهمه مشغله ذهنی برای من به وجود آمده که باعث شده مسیر زندگی که برای آن برنامه ریزی کرده بودم مثل خاکستری که فوت کرده باشی از هم پاشیده و به کل محو شده باشد؟!"
بگذارید برای بیان ساده تر، یک مثلاً عرض کنم (!). مثلا وقتی هوا ابری میشود، خورشید در هوا پیدا نیست. و وقتی شب شده نیز، خورشید در آسمان پیدا نیست. حال رابطه ای که بین این دو حالت وجود دارد این است که در هر دو خورشیدی در آسمان پیدا نیست. ولی در مورد اول هوا روشن است و در مورد دوم هوا روشن نیست. در هردو حالت، بودن و یا نبودن خورشید به حال ما فرقی ندارد. چراکه میدانیم اگر هوا ابری باشد بالاخره یک روزی ابرها از بین میروند و خورشید نمایان میشود و اگر شب باشد نیز با گردش دوباره ی زمین به سمت خورشید، ما باز هم خواهیم توانست خورشید را ببینیم. اما مساله ی مهمی که در این مثال وجود دارد اینست که در تمام این حالات خورشید حتی ذره ای جابجا نشده و در حقیقت حتی کوچکترین اطلاعی از این تصوراتی که ما درباره بودن یا نبودن آن در آسمان داریم، ندارد. همه مردم میدانند که خورشید چیزی نیست جز یک تکه سنگ مذاب خیلی خیلی بزرگ و این طبیعی است که از وجود انسان بر روی زمین اطلاعی نداشته باشد. پس واقعا چرا؟!! چرا باید تیرگی و روشنی زمینی که پر است از انسان، باید به یک تکه سنگ خیلی خیلی بزرگ مذاب و نفهم وابسته باشد؟
بچه از پدربزرگش پرسید: این درسته که همه چیز با پول خریدنیه؟
پدربزرگ گفت: نه باباجون... این حرف زشتی بود که زدی.
بچه گفت: ببخشید پدربزرگ.
پدربزرگ گفت: خدا خیرت بده. اگه ساکت شی تا من خوابم ببره ازت ممنون میشم.
بچه: چشم... (بعد بچه گورشو گم کرد)
لینک این مطلب نوشته شده به قلم محمدحسن آزادگان در سه شنبه 26 تیر 1386 | موضوع: قلم آزاد... , نظرات ()
سلام مجدد
سلام مجدد
بدون مقدمه شروع میکنم به صحبت کردن.
(اولا) از مهدی جان و همه دوستانی که به وبلاگ سر میزدن عذر می خوام که تو این مدت طولانی چیز جدیدی تو وبلاگ ننوشتم. در این مدتی که دوستان از شر وجود نحس من در اینجا در امان بودند اتفاقات مهم و حتی عجیبی افتاد. چند کار سبک و سنگین گرافیکی به تور ما خورد که بعضیهاشون فرار کردند و یک سری رو هم به چنگ اوردیم.
(دوما) وبسایت بی نوای ما هم تک و تنها و با سرنوشت ابری، منتظره یکی آستین بالا بزنه و یه دستی به سر و روش بکشه. ولی هنوز شرایطش فراهم نشده. شاید "حکمتی" تو کار بوده و شاید هم اصلا سایت زدن به ما نیومده.
(سوما) حیف که همه چز رو نمیشه تو وبلاگ نوشت وگرنه کلی اتفاق بد برام افتاده که میشد سه چهار صفحه واسش نوشت...
(چهارما) این تصویر رو برای وبلاگ فردای روشن ساختم. گفتم حالا که بعد چند وقت یه مطلب دادم دست خالی نباشم.
(پنجما) ببخشید اگه بازم زیاد حرف زدم. از خدا می خوام تو این روزگار خاکستری یه حوصله ای به ما بده که بتونیم بازم تو وبلاگ بنویسیم و از خجالت دوستان در بیاییم.

Design: M.H.Azadegan - Picasa Gallery

فردای روشن


لینک این مطلب نوشته شده به قلم محمدحسن آزادگان در پنجشنبه 21 تیر 1386 | موضوع: قلم آزاد... , نظرات ()
وبلاگ پنجره

سلام

وبلاگ برادرم چند روزه راه اندازی شده.

وبلاگ پنجره

Window Blog

وبلاگ جالبیه. یعنی برای من که جالب بوده.

دوستانی که اهل مطالعه و دیدن فیلم هستن از این وبلاگ میتون تغذیه کنن.

 

پانوشت:

- من هستم ولی وبلاگ فعلا نیست.

- فعلا داریم من و محمد چند تا کار گرافیکی میکنیم. بعد از تموم شدن کارها میریم سراغ سایت.

- شایعاتی شده که شاید بعضی از دوستانی که اهل قلم و اهل هنر هستن با ما تو این سایت همراه بشن.

- در راستای علاقه به گفتن و گفتن و گفتن و گفتن... قصد دارم یه وبلاگ شخصی بزنم و هر چی خواستم توش بگم. (هه...! چه بی ربط)


لینک این مطلب نوشته شده به قلم محمدحسن آزادگان در دوشنبه 28 خرداد 1386 | موضوع: قلم آزاد... , نظرات ()
یه پوستر به یاد گذشته

با سلام.

امروز داشتم یه سری به کار های قدیمی ام میزدم که چشم به پوستری که برای " کنگره بین المللی رمضان و علی " طراحی کرده بودم خوردش. تصمیم گرفتم که براتون به صورت یه کاغذ دیواری در بیارم تا دوستان بتونن ازش استفاه کنن.

امیدوارم خوشتون بیاد.


مشاهده و دانلود کاغذ دیواری
 

مشاهده و دانلود  پوستر

پ.ن :

1-  حقیقتش از اینکه فتوآرت داره روزهای آخرشو میگذرونه خیلی ناراحتم. من هیچ کارم، بلکه محمد جان تصمیم به این امر گرفتن و من هم به تصمیمشون احترام میزارم، ولی اینو میگم که واقعا من راضی به این امر نیستم حتی اگه قراره یه سایت مرجع توسط دوستان طراحی و راه اندازی بشه.

2-  در مورد رعایت حق کپی رایت، که در پست قبلی توسط محمد جان به صورت کامل توضیح داده شده، باید عرض کنم که متاسفانه ما ایرانی ها رو با ناف کپی کردن بریدن. اگه نتونیم تو زندگیمون از کسی کپی کنیم، زندگیمون بیهوده بوده. تو هر زمینه ای که بگین، از مد لباس و رسانه صوتی و تصویری بگیر تا همین اینترنت. شاید دیگه کمتر وبلاگی رو ببینید که حق کپی رایت رو رعایت کنه.

من بسیار دیدم که دوستان گرافیستمون در سطح حرفه ای خیلی از طرح های خودشون رو به دلیل همین امر روی اینترنت شار نمیکنن، البته حق دارن. مطمئن باشید که همین طرحی رو که امروز براتون گذاشتم، فردا با هزار تا اسم جور واجور و مختلف در وبلاگ ها و سایت های خودشون به اسم خودشون میزنن! تنها چاره ای که به فکر من میرسه، برای اینکه حق دوستان ضایع نشه، ایجاد یه سایت مرجع و معتبر برای ثبت آثار دوستان هستش. البته فعلا باید به انجمن های بزرگ ایران اکتفا کردش.

واقعا در این زمینه باید یه فرهنگ سازی بشه، شاید طول بکشه ولی در آینده بسیار تاثیر گذار هستش. به امید آن روز.


لینک این مطلب نوشته شده به قلم مهدی در شنبه 18 فروردین 1386 | موضوع: تصاویر , نظرات ()
افکت ابر
سلام
در مطالب قبلی با استفاده از این افکت یک پوستر ساخته بودم (لینک مطلب). در این دفترچه آموزشی چگونگی ساخت اون رو توضیح میدم.
برای استفاده از این آموزش به یک قلم هم احتیاج دارید که در لینک زیر میتونید دانلودش کنید.

Click and Download PDF
235 k – 2 Pages
Cloud Brush
63 KB

یادداشت1:
یک مطلب ضروری و خیلی مهم:
آموزش هایی که در وبلاگ photo-art گذاشته میشه همگی کار خودمه (آموزش های مهدی هم همینطور یعنی خود مهدی اونها رو ساخته). انجمن ها و وبلاگ های زیادی فتوشاپ آموزش میدن ولی متاسفانه بسیاری از آموزش هایی که تو این جور جاها پیدا میشه تقلید شده و تکراریه و حداکثر زحمتی که برای ساختشون کشیده شده اینه که ترجمه و تبدیل شده.
شاید تمام این وبلاگ ها و سایت ها از لحاظ کاری در یک سطح به نظر برسند ولی موضوع مهم اینجاست که وبلاگ یا سایتی که دست به تولید یک آموزش جدید میزنه و برای ساختنش کلی وقت میذاره و اون رو در اختیار عموم قرار میده ارزش کاری بیشتری نسبت به کسانی داره که خیلی راحت تصاویر یک افکت رو کپی میکنن و به اسم خودشون آموزش میدن.
همینجا از همگی دوستان خواهش میکنم برای استفاده از خودآموزهای این سایت قانون حق کپی برداری را رعایت کنید تا با استفاده نابجا به روند آموزش و پیشرفت گرافیک رایانه لطمه نزنید.
توجه داشته باشید من تا بحال در این وبلاگ دو تا از آموزش ها رو از اینترنت یاد گرفتم (افکت الیاف در هم تنیده و قطرات آب) که منبع اونها رو فراموش کردم. ولی از امروز به بعد تمامی مطالب کپی برداری شده با ذکر منبع و نویسنده همراه است.
یادداشت 2:
اعتراف میکنم از همان ابتدای شروع کار وبلاگ، من کم کار بودم. ولی کم کم داره یک اتفاق هایی میفته و اگه خدا بخواد با جمعی از دوستان و همکاران یک سایت گرافیکی تاسیس میکنیم. هنوز اهداف سایت کاملا مشخص نشده ولی قصد داریم حتی از طریق فروش کتاب آموزشی الکترونیکی و آموزش جامع این کم کاری ها رو جبران کنیم.
یادداشت3:
فتوآرت داره آخرین نفس های خودش رو میکشه. و شاید بعد از این دیگه آموزشی در کار نباشه ولی سعی میکنیم در وبسایت جدید، قوی تر و فعال تر عمل کنیم.
یادداشت4:
همینجا دلخوری خودم رو از مجیدآنلاین اعلام میکنم. دلیلش هم برگزاری یک مسابقه با وعده های عجیب و غریب و تعیین جایزه برای 10 نفر اول، که تا بحال به من که نفر پنجم شدم چیزی نرسیده. موضوع مسابقه تصویر سازی برای جشن کریسمس بود که در مجموع 7 برنده داشت. مطمئنا اگر با بدقولی مجیدآنلاین آشنا بودم در این مسابقه شرکت نمیکردم.
یادداشت5:
یادداشت نوشتن تو فتوآرت یکی از جذاب ترین سرگرمی های من هست. پس اگر میبینید دارم زیادی مینویسم بهم خرده نگیرید.


لینک این مطلب نوشته شده به قلم محمدحسن آزادگان در جمعه 17 فروردین 1386 | موضوع: تصویرسازی با فتوشاپ , نظرات ()
سال نو مبارک !

با سلام.

عیدتون مبارک. امیدوارم سال 86 سالی بهتر  همراه با موفقیت و کامیابی بیشتر  نسبت به سال پیش براتون باشه.

ببخشین این قدر دیر شدش. دیگه خودتون میدونید دیگه، اول عید و هزار تا کار و دردسر !!

اما برا این که دیر کردنمو جبران کنم یه عیدی ناقابل براتون آماده کردم، که در خور سلیقه شما و نوروز باشه.

یه گالری عکس از نوروز براتون آماده کردم که میتونید اونا رو به عنوان کارت پستال برای دوستانتون بفرستین و یا به عنوان بنر یا یا هر چیز دیگه ای که فکر میکنین استفاده کنید.

امیدوارم یه عیدی خوب بهتون داده باشم !؟

از دوستانی هم که احیانا عکس یا عکس هایی مرتبط با نوروز دارن خواهش دارم برا تکمیل کردن این گالری عکس، معرفی کنن تا در گالری عکس به اسم خودشون قرار بدم.

:: مشاهده گالری عکس ::


لینک این مطلب نوشته شده به قلم مهدی در پنجشنبه 2 فروردین 1386 | موضوع: قلم آزاد... , نظرات ()
عید نوروز

یکی از بزرگترین جشن های ایرانی نوروزه که مراسم خیلی دوست داشتنی و زیبایی داره.

این روزها نوروز یه کم داره از مسیر اصلی و کهن خودش خارج میشه. حتی گاهی اوقات برای بعضی ها سخت و غیر قابل تحمل میشه.

داشتم به این فکر میکردم که واقعا این روزها نوروز چجوری معنی میشه...

نوروز

نوروز یعنی روزی که نو هست و با دیروز متفاوته. به امید اینکه این روز نو بتونه بهتر از دیروز باشه، نه بدتر.
کاری که لازمه انجام بدیم اینه که بشینیم تا از رادیو اعلام کنن "سال 1386 هجری شمسی...(موزیک)". بعد دچار یه احساسی بشیم شبیه خوشحالی. ناسلامتی الان تو یه شرایط خاص قرار داریم. داره یه سال جدید شروع میشه...


ادامه مطلب...
لینک این مطلب نوشته شده به قلم محمدحسن آزادگان در پنجشنبه 2 فروردین 1386 | موضوع: قلم آزاد... , نظرات ()
تبریک نوروز ۸۶

سلام
عید نوروز رو تبریک میگم. امیدوارم که سال 86 سال خوبی برای همه دوستان باشه. این پوستر رو همراه چند بیت شعر زیبا از حافظ، به عنوان یه هدیه کوچیک تقدیم میکنم به همه دوستان. (سال خوبی داشه باشید)

ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی

ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
چو گل گر خرده ای داری خدا را صرف عشرت کن
که قارون را غلطها داد سودای زر اندوزی
به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی
به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی

یادداشت:
خواستم این مطلب صرفا تبریک عید باشه. تو مطالب بعدی یه کم بیشتر رو عید تمرکز میکنم تا به یه نتیجه برسم که عید نوروز واقعا چیه.


لینک این مطلب نوشته شده به قلم محمدحسن آزادگان در دوشنبه 28 اسفند 1385 | موضوع: تصاویر , نظرات ()
درباره فیلم "بابل"

سلام.
دیروز فیلم "بابل" رو دیدم. یکی از فیمهای اسکاری امسال.
فیلم بابل محصول سال 2006 ساخته ی آلخاندرو گونزالس‏ اینیاریتو، کارگردان فیلم 21 گرم.

Babel Poster

روایت این فیلم درباره چهار ماجرای مختلف از سه نقطه ی متفاوت جهانه. اگر فیلم "21 گرم" رو دیده باشید میتونید حدس بزنید که کارگردان، چهار ماجرای مختلف فیلم رو به چه زیبایی به هم مربوط کرده. البته تو این فیلم دیگه خبری از فلاش بک های پی در پی و تدوین گیج کننده ای که در فیلم "21 گرم" میدیم نیست.
ماجراهای فیلم که تو مراکش، آمریکای جنوبی و ژاپن اتفاق میفتن، با وجود متفاوت بودن، ولی به صورت عجیبی به هم ربط پیدا میکنن. بخش هایی از این فیلم صحنه های شاهکاری داره که هر کدومش یه مساله مهم و حیاتی رو شرح میده که انسان امروزی باهاش درگیره.
به نظر من این فیلم تمام قید و بندهای کلیشه ای و مسخره ای که تو خیلی از فیلمهای معروف هالیوودی میبینیم رو از بین برده. حتی در صحنه آخر فیلم، زن و مردی که به ایوان آپارتمانشون رفتن، تا از اونجا به منظره ی نور باران شهر شلوغ نگاه کنن(!)، همون پدر و دختری هستن که یکی از پایه های داستان فیلم اند و با وضعیت غیر عادی و حتی ناراحت کننده کنار هم ایستادن.
من عقیده دارم این فیلم بازیگر نقش اول نداره، چون هر کدوم از ماجراهایی که تو این فیلم برای هر کس اتفاق میفته، به اندازه ی خودش مهمه. ولی "برَد پیت" به عنوان یکی از بازیگران اصلی این فیلم، با وجود اینکه زیاد جلوی دوربین ظاهر نمیشه، ولی با این حال خیلی خوب از پس نقشش بر اومده.
این فیلم موسیقی بسیار زیبایی هم داره که تاثیرگذازی فیلم رو چند برابر کرده. بخشی از موسیقی فیلم رو در لینک زیر گذاشتم که میتونید دانلود کنید و گوش بدید.


The Music Size: 185 K

جایزه هایی که این فیلم از جشنواره های مختلف کسب کرده:
نامزد دریافت 6 جایزه اسکار از جشنواره اسکار 2007 که فقط موفق به دریاف یکیشون شد. اسکار بهترین موسیقی متن.
عنوان بهترین فیلم در جشنواره گلدن گلوب.
جایزه ویژه به همراه تقدیر از کارگردان در جشنواره کن.
در مجموع پیشنهاد میکنم که این فیلم رو ببینید چون حقیقتا ارزش دیدن رو داره.


لینک این مطلب نوشته شده به قلم محمدحسن آزادگان در چهارشنبه 23 اسفند 1385 | موضوع: دانلود , نظرات ()